اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری
فصل اول در تشکیل دیوان( ماده 1 تا 33 )
فصل دوم صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری ( ماده 34 تا 38 )
فصل سوم ـ آیین دادرسی( ماده 39 تا 64 )
فصل چهارم در آرا مشورتی( ماده 65 تا 68 )
فصل پنجم ـ اصلاحات( ماده 69 تا 70 )
فصل اول در تشکیل دیوان( ماده 1 تا 33 )
ماده 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری که به موجب منشورملل متحد به عنوان رکن مهم قضایی سازمان تاسیس شدهطبق مقررات این اساسنامه تشکیل یافته و انجام وظیفهخواهد نمود.
فصل اولدر تشکیل دیوان
ماده 2 ـ دیوان بین المللی دادگستری عبارت است از یکهیات قضات مستقل که بدون توجه به ملیت آنها از میانکسانی انتخاب میگردند که عالیترین مقام اخلاقی را دارابوده و هر یک واجد شرایطی باشند که برای انجام مشاغلعالی قضایی در کشور خود لازم میباشند و یا از جملهمتبحرین در علم حقوق باشند که تخصص آنها در حقوق بین المللی شهرت به سزایی دارد.
ماده 3 ـ 1 ـ دیوان مزبور مرکب است از پانزده عضو بدوناینکه در میان آنها بیش از یک نفر تبعه یک دولت باشد.
2 ـ در این مورد کسی که ممکن است تبعه بیش از یکدولت محسوب گردد تبعه کشوری محسوب خواهد شدکه معمولا در آنجا حقوق مدنی و سیاسی خود را اعمالمیکند.
ماده 4 ـ 1 ـ اعضا دیوان بین المللی دادگستری را مجمععمومی و شورای امنیت از میان اشخاصی که اسامی آنها بهوسیله دستجات ملی مربوط به دیوان دایمی داوریپیشنهاد میگردند طبق مقررات زیر انتخاب مینمایند.
2 - در مورد اعضا ملل متحد که در دیوان دایمی داورینماینده ندارد داوطلبان به وسیله دستجات ملی پیشنهادخواهند شد که دولتهای آنها برای این منظور و طبقشرایطی که به موجب ماده 44 مقاوله نامه لاهه مورخراجع به تسویه مسالمتامیز اختلافات بین المللیبرای اعضا دیوان دایمی داوری مقرر است معینمیگردند.
3 ـ شرایطی که به موجب آن کشوری که طرف ایناساسنامه است ولی عضو سازمان ملل متحد نیستمیتواند در انتخاب اعضا دیوان شرکت کند در صورتیکه موافقتنامه مخصوص وجود نداشته باشد توسط مجمععمومی به توصیه شورای امنیت تعیین میشود.
ماده 5 ـ 1 ـ سه ماه قبل از تاریخ انتخابات ، دبیرکل سازمانملل متحد اعضا دیوان دایمی داوری را که تبعه دولتهایامضا کننده این اساسنامه میباشند و همچنین اعضا دستجات ملی را که طبق فقره دوم ماده 4 معین شدهاند کتبادعوت مینماید تا در مدت معینی به معرفی اشخاصی کهموقعیت اشتغال مقام عضویت دیوان بین المللی دادگستری را حایز میباشند مبادرت کنند.
2 ـ هیچ دستهای نمیتواند در هیچ مورد بیش از چهار نفرکه منتها دو نفر آنها از ملیت خود آن دسته باشد معرفی کندو در هیچ مورد ممکن نیست بیش از دو برابر تعدادکرسیهای خالی نامزد نمود.
ماده 6 ـ به هر دسته ملی توصیه میشود که قبل از اقدام بهتعیین داوطلبان با عالیترین دیوان قضایی ، دستگاههایقضایی و از دانشکدههای حقوق و فرهنگستانهای ملی وشعبات ملی ، فرهنگستانهای بین المللی که مخصوصمطالعات در علم حقوق میباشند مشورت کنند.
ماده 7 ـ 1 ـ دبیر کل صورتی از اسامی کسانی را که به اینطریق معرفی شدهاند به ترتیب حروف تهجی تنظیممینماید. فقط این اشخاص قابل انتخاب خواهند بود مگردر موردی که به موجب فقره دوم از ماده 12 پیش بینیشده است.
2 ـ دبیر کل این صورت را به اطلاع مجمع عمومی وشورای امنیت میرساند.
ماده 8 ـ مجمع عمومی و شورای امنیت هر یک مستقلا اعضا دیوان را انتخاب مینماید.
ماده 9 ـ در هر انتخاب ، انتخاب کنندگان باید در مدنظربگیرند که اشخاصی که برای عضویت دیوان بین المللی دادگستری معین میشوند نه فقط باید شخصا دارایشرایط مقرر باشند بلکه مجموعا بتوانند نماینده اقسامبزرگ تمدنها و مهمترین اسلوبهای قضایی جهان نیز باشند.
ماده 10 ـ 1 ـ کسانی منتخب محسوب میگردند که همدرمجمع عمومی و هم در شورای امنیت دارای اکثریت تامبودهاند.
2 ـ در رای شورای امنیت خواه برای انتخاب قضات وخواه برای تعیین اعضا کمیسیون مقرر در ماده 12 هیچفرقی بین اعضای دایم و غیر دایم شورای امنیت گذاشتهنخواهد شد.
3 ـ هرگاه آرا مجمع عمومی و شورای امنیت به بیش ازیکنفر از اتباع یک دولت داده شود فقط مسنترین آنها انتخاب میگردد.
ماده 11 ـ هر گاه پس از جلسه اول انتخابات باز کرسیهاخالی باقی بماند به طریق مذکور فوق به انتخاب دوم و درصورت لزوم به انتخابات سوم نیز مبادرت میگردد.
ماده 12 ـ هرگاه پس از سومین جلسه انتخابات بازکرسیهایی خالی بماند ممکن است در هر موقع خواه بهدرخواست مجمع عمومی وخواه به درخواست شورایامنیت کمیسیون مشترکی مرکب از شش عضو که سه نفر ازآنها را مجمع عمومی و سه نفر دیگر را شورای امنیتمعین میکند تشکیل شود تا برای کرسی خالی اسم یک نفررا به اکثریت تام معین و آن را به منظور انتخاب جداگانه بهمجمع عمومی و به شورای امنیت پیشنهاد کنند.
2 ـ کمیسیون مشترک میتواند اسم هر شخصی را که دارایشرایط مقرر بوده و حایز اتفاق آرا کمیسیون باشد درصورت اسامی منظور دارد ولو اینکه اسم آن شخص درصورت اسامی اشخاصی که به موجب ماده 7 معرفیشدهاند موجود نباشد.
3 ـ هرگاه کمیسیون مشترک تشخیص دهد که نمیتواند بهتامین انتخاب موفق گردد اعضا دیوان بین المللی دادگستری که قبلا معین شدهاند کرسیهای خالی را درمدتی که از طرف شورای امنیت معین میشود و از میاناشخاصی که در مجمع عمومی و در شورای امنیت دارایرای بودهاند پر میکنند.
4 ـ هرگاه آرا قضات متساویا تقسیم شود رای مسنترینآنها قاطع خواهد بود.
ماده 13 ـ 1 ـ اعضا دیوان بین المللی دادگستری برایمدت 9 سال انتخاب شده و قابل انتخاب مجدد نیزخواهند بود معذلک در مورد قضاتی که در انتخاب اولاعضا دیوان معین میگردند مأموریت پنج نفر از آنها درانقضای 3 سال و مأموریت پنج نفر دیگر در آخر 6 سالخاتمهپذیر میشود.
2 ـ قضاتی را که مأموریت آنها باید در دوره مقدماتی سهساله و شش ساله خاتمه یابد دبیرکل ملل متحد فورا پس ازختم اولین انتخابات به وسیله قرعه معین میکند.
3 ـ اعضا دیوان مادام که جانشین آنها معین نشده است درشغل خود باقی خواهند بود و پس از تعیین جانشین نیزبکارهایی که قبلا به آنها رجوع شده است رسیدگیخواهند کرد.
4 ـ در صورت استعفای یکی از اعضا دیوان بین المللی دادگستری آن استعفا به رییس دیوان مزبور داده میشود تابه دبیرکل ملل متحد ابلاغ گردد ، به محض این ابلاغ کرسیعضو مستعفی خالی محسوب میشود.
ماده 14 ـ پر کردن کرسیهای خالی با قید رعایت ترتیبذیل به همان طریقی به عمل میاید که برای انتخابات اولیمقرر است دبیرکل ملل متحد باید در ظرف یک ماه ازتاریخ خالی شدن کرسی دعوتی را که به موجب ماده 5مقرر شده به عمل آورده و تاریخ انتخابات به وسیلهشورای امنیت معین خواهند شد.
ماده 15 ـ مدت مأموریت عضو منتخب به جای عضودیگری که هنوز مدت مأموریت او تمام نشده است همانبقیه مدت سلف او خواهد بود.
ماده 16 ـ 1 ـ اعضا دیوان نمیتوانند هیچ مأموریتسیاسی یا اداری بعهده بگیرند و یا به شغلی مشتغل گردندکه جنبه حرفهای داشته باشد.
2 ـ در صورت تردید در این مورد حکم دیوان قطعی است.
ماده 17 ـ 1 ـ اعضا دیوان نمیتوانند در هیچ کاری سمتنمایندگی یا مشاورتی و یا وکالت داشته باشند.
2 ـ آنها نمیتوانند در تسویه هیچ کاری که سابقا در آنسمت نمایندگی و یا مشاورت و یا وکالت یکی از طرفین ویا به سمت عضویت یک محکمه ملی و یا بین المللی و یایک هیات تحقیقی و یا به هر عنوان دیگری مداخلهداشتهاند شرکت کنند.
3 ـ در صورت تردید حکم دیوان قاطع خواهد بود.
ماده 18 ـ 1 ـ اعضا دیوان را نمیتوان از شغل خود منفصلنمود مگر در صورتی که سایر اعضا متفقا رای دهند کهدیگر آن عضو واجد شرایط مقرر نمیباشد.
2 ـ دفتردار دیوان مراتب را رسما به دبیرکل ملل متحداطلاع میدهد.
3 ـ به محض این ابلاغ کرسی عضو منفصل خالی محسوبمیشود.
ماده 19 ـ اعضا دیوان در اجرا وظایف خود دارای مزایا ومصونیتهای سیاسی خواهند بود.
ماده 20 ـ هر عضو دیوان باید قبل از تصدی شغل خود درجلسه علنی رسما تعهد نماید که مشاغل خود را در کمالبیطرفی و از روی نهایت وجدان انجام خواهد داد.
ماده 21 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری رییس و نایبرییس خود را برای مدت سه سال معین مینماید. تجدیدانتخاب آنها جایز است.
2 ـ دیوان دفتر دار و هر کارمند دیگری را که لازم باشدمعین مینماید.
ماده 22 ـ 1 ـ مقر دیوان بین المللی دادگستری در لاههخواهد بود معذلک دیوان مزبور میتواند در صورتی کهمناسب بداند در جای دیگر مستقر گردد و اجرای وظیفهنماید.
2 ـ رییس و دفتردار دیوان بین المللی در مقر دیوان مقیمخواهند بود.
ماده 23 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری همیشه در حالاشتغال خواهد بود مگر هنگام تعطیلات قضایی که اوقاتو مدت آن را خود دیوان معین مینماید.
2 ـ اعضا دیوان حق گرفتن مرخصیها مرتب دارند تاریخو مدت این مرخصیها را خود دیوان با در نظر گرفتن مسافت بین لاهه و خانه اصلی اعضا معین خواهد نمود.
3ـ جز در موارد مرخصی و یا عدم امکان حضور به علتناخوشی یا به علت مهم دیگری که صحت آن را رییسدیوان تشخیص میدهد اعضا دیوان بین المللی دادگستری باید همیشه تحت اختیار دیوان مزبور باشند.
ماده 24 ـ 1 ـ هرگاه نظر به علت خاصی یکی از اعضا دیوان تشخیص دهد که نباید در رسیدگی و به یک کارمعینی شرکت نماید مراتب را به اطلاع رییس میرساند.
2 ـ هرگاه در چنین مواردی بین رییس و عضو دیواناختلاف نظر باشد رای خود دیوان قاطع خواهد بود.
3 ـ در صورت عدم توافق میان اعضا دیوان و رییس آن ، حکم دادگاه قطعی است.
ماده 25 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری باید اختیاراتخود را درجلسه علنی انجام دهد مگر اینکه به موجب ایناساسنامه غیر از این تصریح شده باشد.
2 ـ با قید اینکه عده قضات حاضر برای تشکیل دیوان بین المللی دادگستری به کمتر از دوازده نرسد نظامنامه دیوانمزبور میتواند مقرر دارد که یک یا چند نفر از قضات بهنوبت و بر حسب اوضاع ممکن است از شرکت در جلساتمعاف گردند.
3 ـ برای اینکه دیوان بتواند تشکیل گردد حد نصاب نه نفرکافی خواهد بود.
ماده 26 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری میتواند در هرموقع بنا به تشخیص خود یک یا چند شعبه که لا اقل مرکباز سه نفر باشد تشکیل دهد تا به دعاوی از یک طبقه معینمثلا به دعاوی راجع به کار و یا راجع به ترانزیت وارتباطات رسیدگی نماید.
2 ـ دیوان مزبور میتواند در هر موقع برای رسیدگی به یککار معین شعبهای تشکیل دهد. عده قضات این شعبه راخود دیوان با رضایت طرفین دعوی معین مینماید.
3 ـ شعبههای مذکور در این ماده در صورتی که طرفینتقاضا نمایند حکم خواهند داد.
ماده 27 ـ هر حکمی که به وسیله شعبههای مذکور در مادهو 29 داده شود به منزله حکمی خواهد بود که خوددیوان داده باشد.
ماده 28 ـ شعبههای مذکور در ماده 26 و 29 میتوانند بارضایت طرفین در خارج از لاهه منعقد گشته و اجرایوظیفه نمایند.
ماده 29 ـ به منظور پیشرفت سریع امور همه ساله دیوان بین المللی دادگستری یک شعبه مرکب از پنج قاضیتشکیل خواهد داد تا در صورت درخواست طرفینرسیدگی اختصاری نماید. بعلاوه دو نفر قاضی نیز معینخواهد شد تا جای هر قاضی را که نتواند در محاکمهشرکت کند بگیرند.
ماده 30 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری به موجب آییننامه طرز انجام وظایف و اختیارات و مخصوصا آییندادرسی خود را معین مینمایند.
2 ـ آیین نامه دیوان مزبور میتواند وجود معاونینی را پیشبینی نماید که در خود دیوان یا در شعبههای آن بدونداشتن حق رای حضور به هم رسانند.
ماده 31 ـ 1 ـ قضاتی که ملیت هر یک از طرفین دعوی رادارند حق خواهند داشت در رسیدگی به دعوایی که دردیوان بین المللی دادگستری مطرح است شرکت نمایند.
2 ـ اگر در دیوان مزبور یک قاضی از ملیت کشور اطرافدعوی باشد هر طرف دیگر میتواند شخصی را به انتخابخود معین نماید تا به عنوان قاضی در محاکمه شرکت کند.این شخص باید حتی الامکان از میان کسانی انتخاب گرددکه طبق ماده 4 و5 معرفی شدهاند.
3 ـ هرگاه در میان قضات دیوان هیچکس از ملیت اطرافدعوی وجود نداشته باشد هر یک از آنها میتواند یک نفرقاضی به طریقی که در فقره پیش مذکور است معین کند.
4 ـ مفاد این ماده در مورد ماده 26 و 29 نیز رعایت خواهدشد در این موارد رییس دیوان از یک و در صورت لزوم ازدو نفر از اعضا دیوان که شعبه راتشکیل میدهند تقاضاخواهد کرد که جای خود را با اعضایی که ملیت اطرافذینفع را دارند واگذار کنند و اگر در میان اعضا عضوی ازملیت اطراف دعوی نباشد و یا در صورت بودن آن عضونتواند در محاکمه شرکت کند جای خود را به قضاتی کهاطراف دعوی مخصوصا معین کردهاند خواهند داد.
5 ـ هرگاه در یک محاکمه چندین طرف مشترک المنفعهباشند تمام آنها از حیث اجرای مقررات فوق در حکم یکطرف خواهند بود. در صورت تردید حکم دیوان قاطعاست.
6 ـ قضاتی که به نحو مذکور در فقره 2 و 3و 4 این مادهمعین میشوند باید مقررات ماده 2 و فقره دوم از ماده 17 وهمچنین مقررات ماده 20 و 24 این اساسنامه درباره آنهارعایت گردد. قضات مزبور در پایه تساوی کامل باهمقطاران خود را رای شرکت خواهند کرد.
ماده 32 ـ 1 ـ اعضا دیوان مقرری سالیانه دریافت خواهندنمود.
2 ـ به رییس دیوان فوق العاده مخصوص سالیانه پرداختمیشود.
3 ـ نایب رییس دیوان برای هر روزی که شغل ریاست را انجام میدهد فوق العاده مخصوص دریافت خواهدداشت.
4 ـ قضات غیر از اعضا دیوان که به موجب ماده 31 معینمیشوند برای هر روز که انجام وظیفه مینمایند حقالزحمهای دریافت خواهند نمود.
5 ـ مقرری و فوق العاده و حق الزحمههای مذکور در فوق را مجمع عمومی معین مینماید میزان آنها را نمیتوان درمدت مأموریت قضات پایین آورد.
6 ـ مقرری دفتردار را مجمع عمومی بنا به پیشنهاد دیوانتعیین خواهد کرد.
7 ـ شرایطی را که به موجب آن درباره قضات دیوان بین المللی دادگستری و دفتردار آن مبلغی به عنوان وظیفهبرقرار میگردد و همچنین شرایطی را که طبق آن بایدمخارج سفر قضات و دفترداری به آنها مسترد گردد آییننامهای معین خواهد نمود که به تصویب مجمع عمومیرسیده است.
8 ـ مقرری و فوق العاده و حق الزحمهها از هر گونه مالیاتمعاف میباشند.
ماده 33 ـ مخارج دیوان بین المللی دادگستری به نحوی کهاز طرف مجمع عمومی معین میشود بعهده سازمان مللمتحد خواهد بود.
فصل دوم صلاحیت دیوان بین المللی دادگستری ( ماده 34 تا 38 )
ماده 34 ـ 1 ـ فقط دولتهای میتوانند به دیوان بین المللی دادگستری رجوع کنند.
2 ـ دیوان مذبور میتواند طبق شرایط مقرر در آیین نامهخود در مورد دعاوی که به دیوان رجوع شده است ازموسسههای بین المللی عمومی اطلاعات بخواهند و نیزاطلاعاتی را که این موسسات مبتکر به دیوان میدهنددریافت خواهد کرد.
3 ـ هرگاه در ضمن دعوایی که به دیوان رجوع گردیدهتفسیر سند تاسیس یک موسسه بین المللی عمومی و یاتفسیر قرارداد بین المللی که به موجب آن سند قبول شدهاست مطرح و مباحثه گردد دفتر دیوان باید صورتجلساتکتبی محاکمه را به اطلاع آن موسسه برساند.
ماده 35 ـ 1 ـ دولتهای امضا کننده این اساسنامه حقرجوع به دیوان بین المللی دادگستری را دارند.
2 ـ شرایطی که به موجب آن سایر دولتهای میتواند بارعایت مقررات خاص عهدنامههای جاری به دیوان مزبوررجوع کنند از طرف شورای امنیت معین خواهد شد بدوناینکه در هیچ مورد در آن شرایط برای اطراف دعوی یکعدم تساوی در مقابل دیوان تولید گردد.
3 ـ هرگاه دولتی که عضو ملل متحد نمیباشد طرف دعویواقع گردد دیوان بین المللی دادگستری سهمیهای را که بایدآن دولت در مخارج دیوان محتمل گردد معین خواهد نمودمعذلک اگر آن دولت در مخارج دیوان شرکت داشته باشددیگر اجرای این حکم مورد نخواهد داشت.
ماده 36 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری نسبت به کلیهاموری که اطراف دعوی به آن رجوع میکنند و همچنیننسبت به موارد خاصی که به موجب منشور ملل متحد یا بهموجب عهدنامه و قراردادهای جاری پیش بینی شده استصلاحیت رسیدگی دارد.
2 ـ دولتهای امضا کننده این اساسنامه میتوانند در هرموقع اعلام دارند که قضاوت اجباری دیوان بین المللی دادگستری را نسبت به تمام اختلافاتی که جنبه قضاییداشته و مربوط به موضوعات ذیل باشد در مقابل هردولت دیگری که این تعهد را متقبل گردد به خودی خود وبدون قرارداد خاصی قبول مینمایند
الف) تفسیر یک عهدنامه
ب) هر مسأله که موضوع حقوق بین المللی باشد.
ج) حقیقت هر امری که در صورت ثبوت ، نقض یک تعهد بین المللی محسوب میگردد.
د) نوع و میزان غرامتی که باید برای نقض یک تعهد بین المللی داده شود.
3 ـ اعلامیههای مذکور در بالا ممکن است بدون هیچ قید ویا به شرط معامله متقابله با چند دولت و یا با بعضی از آنهاو یا برای مدت معینی به عمل آید.
4 ـ این اعلامیهها به دبیرکل سازمان ملل متحد تسلیممیگردند و مشارالیه رونوشت آن را به امضا کنندگان ایناساسنامه و همچنین به دفتر دیوان بین المللی دادگستری ارسال میدارد.
5 ـ اعلامیههایی که به موجب ماده 36 اساسنامه دیواندایمی دادگستری بین المللی صادر شده و هنوز معتبر استدر روابط بین امضا کنندگان این اساسنامه در حکم آنخواهد بود که قضات اجباری بین المللی دادگستری برایبقیه مدت مذکور در آن اعلامیهها و بر طبق مقررات آنهاقبول شده است.
6 ـ در صورت اختلاف راجع به صلاحیت دیوان حکمدیوان قاطع است.
ماده 37 ـ هرگاه به موجب یک عهدنامه یا قراردادی کههنوز معتبر است ارجاع اختلاف به هیات قضاتی پیشبینیشده باشد که بایستی از طرف جامعه ملل یا دیوان دایمی دادگستری بین المللی تشکیل گردد. نسبت به امضا کنندگان این اساسنامه آن هیات قضات عبارت خواهد بوداز دیوان بین المللی دادگستری .
ماده 38 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری که مأموریت دارداختلافاتی را که به او رجوع میشود بر طبق حقوق بین المللی حل و فصل نماید. موازین زیر را اجرا خواهدکرد.
الف) عهدنامههای بین المللی را اعم از عمومی وخصوصی که به موجب آن قواعدی معین شده است کهطرفین اختلاف این قواعد را به رسمیت شناختهاند.
ب) رسوم و عرف بین المللی به منزله دلیل و رویهایمعمول مثل یک اصل حقوقی قبول شده است.
ج) اصول عمومی حقوقی که مقبول ملل متمدن است.
د) با رعایت حکم ماده 59 تصمیمات قضایی و عقایدبرجستهترین مبلغین ملل مختلف را به منزله وسایل فرعیبرای تعیین قواعد حقوقی.
2 ـ مقررات این ماده حقی را که دیوان دادگستری بین المللی دارد و به موجب آن میتواند در صورتتقاضای طرفین درباره آن به نحوی تساوی طبق قانون حکمدهد خللی وارد نمیاورد.
فصل سوم ـ آیین دادرسی
ماده 39 ـ زبانهای رسمی دیوان بین المللی دادگستری فرانسه و انگلیسی است. هرگاه طرفین دعوی موافقتنمایند که تمام جریان کار به زبان فرانسه به عمل آید حکمنیز به زبان فرانسه امضا خواهد شد هرگاه طرفین دعویتوافق نمایند که تمام جریان کار به زبان انگلیسی به عملآید حکم نیز به زبان انگلیسی داده میشود.
2 ـ در صورت نبودن موافقتی برای تعیین زبانی که بایداستعمال شود طرفین دعوی میتوانند در تقریرات خود هریک از این دو زبان را که ترجیح میدهند بکار برند و حکمدیوان نیز به فرانسه و انگلیس داده خواهد شد. در اینصورت خود دیوان معین میکند که کدامیک از این دو نصمعتبر خواهد بود.
3 ـ دیوان به درخواست هر طرفی اجازه خواهد داد که آنطرف زبانی غیر از فرانسه یا انگلیسی به کار برد.
ماده 40 ـ 1 ـ دعاوی به اقتضا مورد یا به وسیله ابلاغ توافقطرفین دعوی و یا به وسیله دادخواستی که به دفتر دار دادهمیشود به دیوان رجوع میشود. در هر دو صورت بایدموضوع اختلاف و طرفین دعوی معین گردد.
2 ـ دفتردار فورا عرضحال را بهر ذینفعی ابلاغ میکند.
3 ـ و نیز نامبرده موضوع را به وسیله دبیرکل سازمان مللمتحد به اطلاع اعضا و ملل متحد و همچنین به اطلاعدولتهایی که حق رجوع به دیوان دارند میرساند.
ماده 41 ـ 1 ـ دیوان بین المللی دادگستری اختیار دارد درصورتی که تشخیص دهد که اوضاع و احوال ایجاب میکنداقداماتی را که باید برای حفظ حقوق طرفین موقتا به عملآید انجام دهد.
2 ـ تا صدور حکم قطعی تعیین این اقدامات باید فورا بهطرفین اختلاف و به شورای امنیت ابلاغ گردد.
ماده 42 ـ 1 ـ نمایندگی طرفین در دیوان بین المللی دادگستری بعهده کسانی است که از طرف آنها معینمیشوند.
2 ـ طرفین میتوانند در صحن و محضر دیوان از مشاورینحقوقی و وکلای دادگستری کمک بگیرند.
3 ـ نمایندگان و مشاوران و وکلای طرفین در صحن ومحضر دیوان دارای مزایا و مصونیتهایی خواهند بود کهبرای انجام آزادانه وظایف آنها لازم میباشد.
ماده 43 ـ 1ـ آیین رسیدگی دو مرحله دارد یکی کتبی ودیگری شفاهی.
2 ـ آیین کتبی عبارت است از ابلاغ لوایح متقابل وعندالاقتضا جواب آنها به قاضی و بطرف و همچنین ازابلاغ لوایح و مدارک مربوط به دعوی.
3 ـ ابلاغ به وسیله دفتردار و به ترتیب در مدتی که از طرفدیوان معین میشود به عمل میاید.
4 ـ رونوشت مصدق هرگونه اوراق که یکی از طرفینمیدهد باید به طرف دیگر ابلاغ شود.
5 ـ آیین شفاهی عبارت است از استماع اظهارات شهود وکارشناسان و نمایندگان و مشاورین حقوق وکلای دعاوی.
ماده 44 ـ برای ابلاغ به هر کسی غیر از نمایندگان ومشاوران و وکلای طرفین بین المللی دادگستری مستقیما بهدولتی مراجعه خواهد کرد که ابلاغ در خاک آن دولتمیبایستی تسلیم شود.
2 ـ همین ترتیب در مواردی که بایستی مدارکی در محلجمع آوری شود نیز صدق میکند.
ماده 45 ـ رسیدگی تحت ریاست و در صورت غیبت اوتحت ریاست نایب رییس به عمل میامد.
در صورت غیبت هر دو ریاست بعهده قدیمیترین قاضیاز میان قضات حاضر خواهد بود.
ماده 46 ـ جلسه رسیدگی علنی است مگر اینکه خوددیوان تصمیم دیگری بگیرد یا اینکه طرفین درخواستنماید که جلسه بدون حضور تماشاچی تشکیل شود.
ماده 47 ـ 1 ـ در هر جلسه صورت جلسهای تهیه خواهدشد که به امضا رییس و دفتردار میرسد.
2 ـ فقط این صورتجلسه اعتبار سند رسمی خواهد داشت.
ماده 48 ـ دیوان بین المللی دادگستری برای اداره کردنجریان دعوی و تعیین ترتیبات و مهلتهایی که باید هر یکاز طرفین بر طبق آن آخرین تقاضای خود را از دیوان بنمایدقرارهایی صادر و هر اقدامی را که برای اقامه ادله مقتضیباشد به عمل میاورد.
ماده 49 ـ دیوان بین المللی دادگستری میتواند حتی قبل ازشروع جلسه از نمایندگان طرفین بخواهد که تمام مدارک راتقدیم و کلیه توضیحات خود را ارایه نماید. در صورتامتناع این نکته را دیوان منظور نظر خواهد داشت.
ماده 50 ـ دیوان میتواند هرگاه لازم باشد یک تحقیق و یایک امر مشورتی را به هر شخص یا هیات یا دفتر یاکمیسیون و یا موسسهای که خود دیوان انتخاب میکندرجوع نماید.
ماده 51 ـ در جریان محاکمه کلیه سوالات مقتضی از شهودو کارشناسان بر طبق ترتیباتی به عمل میاید که دیوان بین المللی دادگستری در آیین نامه مذکور در ماده 30 مقررخواهد داشت.
ماده 52 ـ پس از آنکه در مواعد مقرر اسناد و مدارکدریافت و اظهارات شهود استماع گردید دیوان میتواند هرشهادت یا مدرک جدیدی را که یکی از طرفین بخواهدبدون رضایت طرف دیگر به او بدهد رد نماید.
ماده 53 ـ 1 ـ اگر یکی از طرفین در جلسه رسیدگی حاضرنشود یا از ابراز دلایل خودداری نماید طرف دیگر میتوانداز دیوان تقاضا نماید که بر طبق درخواستهای او حکمبدهد.
2 ـ قبل از اینکه دیوان این تقاضا را بپذیرد باید مطمین گرددکه نه فقط طبق ماده 36 و 37 صلاحیت رسیدگی دارد بلکهدرخواستهای مزبور هم از نقطه نظر حقوقی و هم از نظرعملی صحیح و با اساس میباشد.
ماده 54 ـ 1 ـ وقتی که نمایندگان و مشاورین و وکلایطرفین تمام وسایلی را که مفید میدانند تحت نظر دیوانبکار بردند رییس ختم محاکمه را اعلام مینماید.
2 ـ سپس هیات داوران برای مشورت به اتاق مشاورمیروند.
3 ـ مشاوره داوران باید محرمانه به عمل آمده و سریبماند.
ماده 55 ـ احکام داوران به اکثریت قضات حاضر صادرمیشود.
2 ـ در صورت تساوی آرا رای رییس و یا کسی که جانشیناو میباشد قاطع خواهد بود.
ماده 56 ـ 1 ـ حکم باید موجه باشد.(مستدل و مستندباشد)
2 ـ اسامی قضاتی که در صدور حکم شرکت کردهاند بایددر حکم قید گردد.
ماده 57 ـ هرگاه حکم کلا به اتفاق آرا قضات صادر نشدهباشد هر قاضی حق خواهد داشت شرح عقیده شخصیخود را ضمیمه حکم کند.
ماده 58 ـ حکم باید به امضا رییس و دفتردار برسد و درجلسه علنی که نمایندگان طرف حسب المقر به آنجادعوت شده باشند خوانده میشود.
ماده 59 ـ احکام دیوان فقط درباره طرفین اختلاف ودرموردی که موضوع حکم بوده الزام آور است.
ماده 60 ـ احکام دیوان قطعی و غیر قابل استیناف است. درصورت اختلاف در مورد معنی و حدود حکم و دیوانمیتواند به درخواست هر طرفی آن را تفسیر نماید.
ماده 61 ـ 1ـ تجدیدنظر در حکم را نمیتوان از دیوانتقاضا نمود مگر در صورت کشف یک امری که در قضیهاثر قطعی داشته و قبل از صدور حکم ، خود دیوان و طرفیکه تقاضای تجدیدنظر مینماید از وجود آن امر اطلاعنداشتهاند و از ناحیه طرف مزبور هم تقصیری برای اینعدم اطلاع نبوده است.
2 ـ آیین تجدیدنظر بر طبق حکمی شروع میشود که ازطرف دیوان صادر شده و به موجب آن صراحتا وجود امرجدیدی را که دارای کیفیات لازم برای امکان تجدیدنظرمیباشد اشاره کرده و از این حیث درخواست تجدیدنظررا قابل قبول اعلام میدارد.
3 ـ دیوان میتواند شروع آیین تجدیدنظر را به اجرای قبلیحکم متوقف سازد.
4 ـ درخواست تجدیدنظر باید در ظرف 6 ماه از تاریخکشف امر جدید به عمل آید.
5 ـ پس از انقضای ده سال از تاریخ حکم هیچ درخواستتجدیدنظر امکانپذیر نخواهد بود.
ماده 62 ـ 1 ـ هرگاه دولتی تشخیص بدهد که قضاوتی که بهعمل آمده به یکی از علایق حقوقی آن مربوط میشودمیتواند برای دخالت در قضیه به دیوان عرضحال بدهد.
2 ـ در مورد این تقاضا رای دیوان قاطع است.
ماده 63 ـ 1 ـ هرگاه امر مربوط به تفسیر قراردادی باشد کهدران قرارداد دولتهای دیگر غیر از طرفین اختلاف شرکتداشتهاند ، دفتر دار باید بدون درنگ مراتب را به اطلاع آندولتها برساند.
2 ـ هر یک از این دولتها حق دارد که وارد محاکمه شود و درصورت اعمال این حق تفسیری که به موجب حکم دیوانبه عمل میاید درباره او نیز الزامآور خواهد بود.
ماده 64 ـ هر یک از اطراف دعوی مخارج محاکمه مربوطبه خود را متحمل خواهد شد مگر اینکه دیوان ترتیبدیگری مقرر نماید.
فصل چهارمدر آرا مشورتی
ماده 65 ـ دیوان میتواند در هر مسأله قضایی به تقاضایهر سازمان یا موسسهای که منشور ملل متحد به او اجازهچنین تقاضا را میدهد و یا بر طبق مقررات آن منشورمیتواند این اقدام را به عمل آورد رای مشورتی بدهد.
2 ـ مسایلی که در مورد آن رای مشورتی دیوان خواستهمیشود باید ضمن عرضحال کتبی بیان ودر عرضحالمزبور آن مسایل باید با عبارت صریح شرح داده شود. هرنوع مدارکی که ممکن است موجب روشن کردن مسیلهباشد باید به عرضحال ضمیمه گردد.
ماده 66 ـ 1ـ دفتردار فورا عرضحالی را که به موجب آندرخواست رای مشورتی به عمل آمده به تمام دولتهایی کهحق اقامه دعوی در دیوان دارند ابلاغ مینماید.
2 ـ به علاوه ، دفتردار باید به موجب ابلاغ مخصوص ومستقیم به هر دولتی که حق اقامه دعوی در دیوان و یا یکسازمان بین المللی که به تشخیص دیوان و یا در صورتی کهدیوان به تشخیص رییس دیوان توانایی دادن اطلاعات لازمرا داشته باشد اطلاع دهد که دیوان حاضر است درموعدی که رییس معین مینماید اظهاریههای کتبی دریافتو یا بیانات شفاهی آنها را در جلسه علنی که برای اینمنظور تشکیل مییابد استماع کند.
3 ـ هرگاه یکی از این دولتها که ابلاغ مخصوص منظور درفقره دوم این ماده نسبت به او عمل نیامده است به دادناظهاریه کتبی و یا به بیان توضیحات شفاهی اظهار میل کنددر مورد این تقاضا رای دیوان قاطع خواهد بود.
4 ـ دولتها یا موسسههایی که لوایح کتبی یا توضیحاتشفاهی دادهاند اجازه داده میشود که لوایح و توضیحاتدولتها با سازمانهای دیگر را به طریق و در مدتی که در هرمورد بخصوص از طرف دیوان و در صورت دایر نبودن آناز طرف رییس معین میشود مورد بحث و اظهار نظر قراردهند و برای این منظور دفتردار در موعد مقتضیاظهاریههای کتبی را به دولتها و موسساتی که خود آنها نیزاظهاریههایی تقدیم داشتهاند ارسال میدارد.
ماده 67 ـ دیوان رای مشورتی خود را در جلسه علنی اعلاممیدارد و مراتب قبلا به دبیرکل و نمایندگان اعضا سازمانملل متحد و دولتهای دیگر و به نمایندگان تاسیسات بین المللی که مستقیما ذینفع میباشند اطلاع داده میشود.
ماده 68 ـ دیوان باید در حین اجرای وظایف مشورتی خودمقررات این اساسنامه را در مورد اختلافات مطروحهای کهقابل اعمال میداند تا سرحد امکان مراعات کند.
فصل پنجم ـ اصلاحات
ماده 69 ـ اصلاحات این اساسنامه به همان طریقی به عملمیاید که برای اصلاحات منشور ملل متحد مقرر استولی مشروط و منوط به تصمیماتی خواهد بود که مجمععمومی بنا به توصیه شورای امنیت برای شرکت دولتهاییاتخاذ مینماید که این اساسنامه را امضا کردهاند ولیعضو سازمان ملل متحد نمیباشد.
ماده 70 ـ دیوان میتواند اصلاحاتی را که به تشخیص اولازم است در این اساسنامه به عمل آید به وسیله ابلاغ کتبیدبیرکل سازمان ملل متحد پیشنهاد نماید تا طبق مقرراتماده 69 مورد اتخاذ واقع شود.